رویداد المپیک ویژه با داوطلبان Domo موفقیت بزرگی دارد


هنگامی که ما در اینجا از اصطلاح “حالت جانور” استفاده می کنیم، معمولاً به یک ویژگی محبوب در پلتفرم Domo اشاره می کند که تفسیر داده های خود را برای کاربران آسان تر می کند.

اما در 21 ژوئن، چندین همکار و من متوجه شدیم که از آن در حالی که متیو پرکینز را در بازی‌های تابستانی المپیک ویژه یوتا 2019 در دبیرستان Mountain View، درست در جنوب مقر دومو تماشا می‌کردیم، استفاده می‌کنیم.

در دور پایانی مسابقه 3000 متر، این 16 ساله علاقه‌مند به کراس کانتری، از کروز کنترل به فول اوردایو روی آورد و در مسابقه با راند به پیروزی رسید.

بلافاصله پس از آن، متیو به سرعت در مورد لذتی که از پایین آمدن آن احساس می کرد صحبت کرد.

او با پوزخند گوش به گوش گفت: «ما دوندگان به آن می گوییم دونده. «فقط احساس می‌کنید که می‌توانید سریع‌تر و سریع‌تر بروید بدون اینکه خسته شوید. این بهترین حس دنیاست.»

برای من و سایر کارمندان Domo که برای حمایت از سازمانی که به تغییر زندگی از طریق لذت ورزش کمک می‌کند، آمده‌اند، این نیز احساس خوبی بود.

هر روز، المپیک ویژه یوتا، ورزشکاران را قادر می‌سازد تا کلیشه‌ها را بشکنند و از بهترین‌های شخصی خود در زمین بازی و زندگی فراتر روند. بازی های تابستانی مظهر این تعهد است.

تایلر میجر، مدیر روابط شریک در Domo، تمام مسیر را از Kaysville – حدود 90 دقیقه رانندگی از سایت – برای داوطلب شدن طی کرد. دلایل او ساده بود.

او گفت: «من همسایه‌ای مبتلا به اوتیسم دارم و فکر می‌کردم پایین آمدن و کمک کردن برایم جالب است. “علاوه بر این، جمعه است و خورشید طلوع می کند، پس چرا که نه؟”

یکی از ستارگان مهندسی ما، برت بیلز، به همراه دختر کلاس هشتمش که دو دوست با توانایی های متفاوت دارد، نیز آنجا بود.

برت گفت: “این یکی از چیزهایی است که من در مورد Domo خیلی دوست دارم.” این واقعیت که این شرکت همه ما را تشویق می‌کند تا در رویدادهای اجتماعی مانند این شرکت کنیم، حتی در ساعات کاری، برای من و خانواده‌ام معنی زیادی دارد.»

الکس هومبل، که در بخش مالی ما کار می کند، این احساس را با اقدامات خود تکرار کرد. پیوند پورتلند و فارغ التحصیل اخیر BYU بیشتر وقت خود را در منطقه آماده سازی می گذراند و رقبا را با حرکات رقص و دست دادن مخفیانه درگیر می کند.

برای این، او دوست جدیدی پیدا کرد – پسری 9 ساله به نام بو، که چیزی جز عکس گرفتن با الکس نمی خواست.

الکس بعداً گفت: “من نمی دانستم امروز چه انتظاری داشته باشم.” “معلوم شد که این یکی از جالب ترین تجربیاتی است که در این مدت داشته ام.”




دیدگاهتان را بنویسید